زندگينامه سرا زندگينامه سرا .

زندگينامه سرا

آشنايي با برندگان نوبل كه جهان را متحول كردند

برندگان نوبل,جايزه نوبل,جايزه نوبل چيست

آشنايي با برندگان نوبل كه جهان را متحول كردند
سياره‌ زمين مملو از ميلياردها انسان است كه همگي درحال كار،‌ تفكر، بازي و يافتن مسير درست از ميان تمامي مسيرهاي گيج‌كننده هستند؛ با وجود اين اغتشاش، بعضي از انسان‌ها تمركز خود را از دست نداده و راه‌هاي بسيار جديدي را براي مواجه شدن با زندگي، جهان هستي و مفهوم هستي كشف مي‌كنند و تعدادي از اين افراد نيز بنده جايزه نوبل مي‌شوند.
جوايز نوبل جوايزي نيستند كه در هر شرايطي و به هر كسي اهدا شوند. اين جايزه كه در سال 1895 توسط مخترع و فعال حقوق بشردوست سوئدي آلفرد نوبل پايه‌گذاري شد، پيشرفت‌ها در زمينه علمي و فرهنگي،‌ادبيات، صلح، اقتصاد، شيمي، فيزيك و پزشكي را تشخيص داده و شناسايي مي‌كند.
برندگان اين جوايز يك مدال طلا و يك ديپلم و جايزه نقدي دريافت مي‌كنند كه اين جايزه نقدي در دوره‌هاي اخير مراسم نوبل از يك ميليون دلار بيشتر شده‌است. تمامي اين جوايز بايد به اشخاص تعلق بگيرند به جز نوبل صلح كه مي‌توان آن را به سازمانها نيز اهدا كرد. گاهي از اوقات جوايز به چند نفر اهدا مي‌شوند اما بر اساس قانون اين چند نفر نبايد بيشتر از سه نفر باشند.
از سال 1901 كه اولين جايزه نوبل اهدا شد، 549 جايزه نوبل به 853 نفر يا سازمان اهدا شد، عده‌اي بيش از يك بار نوبل دريافت كردند. مراسم نوبل سالانه برگزار مي‌شود اما درصورتي كه طي سالي كاري كه استحقاق دريافت اين جايزه را داشته باشد،‌انجام نگرفته باشد، جايزه به كسي اهدا نخواهد شد.
جوايز نوبل بسيار ارزشمندند اما ارزشمند‌تر از آنها كارهايي است كه جايزه نوبل را در پي داشته‌اند. برندگان نوبل متفكراني هستند كه زندگي خود را به آشكارساختن رازهاي حيات انسان اختصاص داده‌اند، آنها به به ارتقاي هوش جمعي بشر كمك كرده‌اند و تعدادي از آنها با مطالعات خود زندگي بشر را متحول ساخته‌اند:
ماري كوري
اين دانشمند فرانسوي-لهستاني زني از خودگذشته و ساكت و در عين حال دانشمندي درخشان بود كه نه تنها مطالعاتش توانست ديدگاه دانشمندان را نسبت به جهان تغيير دهد، بلكه وي براي دوران‌هاي متمادي به عنوان يك نماد فرهنگي متفاوت شناخته مي‌شد.
كوري در سال 1867 متولد شده و بيشتر دوران زندگي حرفه‌اي خود را به مطالعه بر روي اصول و قواعد راديواكتيو پرداخت. در سال 1903 وي به همراه همسرش پير و هنري بك‌كوئرل به خاطر مطالعات فيزيك‌شان درباره پديده تشعشعات نوبل فيزيك را دريافت كردند. ماري كوري در سال 1911 نيز نوبل شيمي را به خاطر كشف راديوم و پولونيوم از آن خود كرد و به يكي از معدود افرادي تبديل شد كه در دو رشته مختلف نوبل دريافت كرده‌اند.
در دوران جنگ جهاني اول او از دانش خود در زمينه پرتوها براي ساخت دستگاه‌هاي پرتو ايكس قابل حمل ويژه ميدان‌هاي جنگ استفاده كرد. وي بيشتر مواقع خود كنترل دستگاه را به عهده مي‌گرفت و به ديگر زنان نيز آموزش مي‌داد تا براي يافتن گلوله‌ها در بدن مجروحان به پزشكان كمك كنند.
آلبرت اينشتين
از نقطه نظر فيزيكي، اينشتين به بازنگري دوباره به جهان و تمام هستي كمك كرد. انيشتين مدرك آموزش شيمي و رياضي را پس از تحصيل به دست آورد و زماني كه نتوانست براي خود شغلي بيابد، براي كار به دفتر ثبت اختراع سوئيس رفت. در آنجا بود كه در زمان‌هاي بيكاري ذهن درگير او سوالات بزرگي را در فيزيك نظري طرح مي‌كرد. وي برابري جرم-انرژي را كشف كرد و نظريه نسبيت را ارائه كرد.
در سال 1921 نوبل فيزيك را به خاطر كشف تاثير فوتوالكتريك، پديده‌اي كه طي آن الكترون‌هاي يك ماده تحت تاثير نور فوران مي‌كنند، از آن خود كرد. بر اساس توضيحات وي نور از ذراتي ساخته شده بود و همين كشف منجر به ابداع سلول‌هاي فوتوالكتريكي و در نهايت ابداع تلويزيون، سينما و بسياري از كشفيات بزرگ شد. شايد مهمترين بخش تحقيقات وي بخشي بود كه درك بشر را درباره نظريه كوانتوم تكامل داد.
كميته بين‌المللي صليب سرخ
در جهاني كه جنگ آن را چند پاره كرده بود، صليب سرخ نقش اساسي در التيام زخم‌هاي بسياري از انسان‌ها داشت. اين سازمان در سال 1917، 1944 و 1963 به خاطر خدمات انسان‌دوستانه‌اي كه ارائه كرده بود، نوبل صلح را دريافت كرد. صليب سرخ در سال 1863 در ژنو سوئيس با هدف كمك به افراد مجروح و بيمار در دوران جنگ، بدون توجه به قوميت و مليت بنيان‌گذاري شد. اين كميته تنها به نظاميان كمك نمي‌كند، بلكه تلاش دارد به غيرنظامياني كه درگير جنگ شده‌اند نيز كمك برساند.
طي جنگ‌هاي جهاني، صليب سرخ ميزان پايبندي به كنوانسيون ژنو را تحت نظر قرار داد و هرگونه تخطي از اين كنوانسيون را ثبت كرد. داوطلبان اين سازمان همچنين از زندانيان در كمپ‌هاي جنگي بازديد مي‌كردند تا از اجراي رفتار‌هاي انساني با آنها اطمينان حاصل كنند و در عين حال براي تعويض زندانيان زمينه‌سازي مي‌كردند.
همچنين صليب سرخ در زمان جنگ‌ها در حفظ ارتباط كلامي ميان سربازان و خانواده‌هايشان نقش بسيار مهمي به عهده داشت و به طور كلي ثابت كرد وجه خوب انسانيت مي‌تواند در ميان گلوله‌ها و بمباران نيز خود را حفظ كند.
الكساندر فلمينگ، ارنست چين و هاوارد فلوري
بشريت بدون وجود انسان‌ها هيچ پيشرفتي نمي‌كرد و از اين رو است كه پيشرفت‌هاي پزشكي براي تك تك انسان‌ها از اهميت بالايي برخوردار است الكساندر فلمينگ به همراه ارنست چين و هاوارد فلوري يكي از مهمترين اكتشافات تاريخ بشر را در زمينه پزشكي به نام خود ثبت كردند و به واسطه همين كشف توانستند در سال 1945 نوبل پزشكي را از آن خود سازند.
فلمينگ در آزمايشگاه خود به صورت تصادفي دريافت كپكي كه در ظرف آزمايشگاهي رشد كرده‌بود، منجر به نابودي باكتري استافيلوكوچي شد. از اين رو آزمايش با اين كپك كه پنيلسليوم نوتاتوم نام داشت را آغاز كرد و به تدريج مطالعاتش منجر به توليد داروهاي آنتي‌بيوتيكي پنيسيليني شد. اين داروها در برابر تمامي انواع بيماري‌هايي كه براي قرن‌ها انسان‌ها را از پا در‌مي‌آوردند، از قبيل سل، قانقاريا، سيفليس، و بسياري ديگر از عفونت‌هاي باكتريايي موثر بودند.
مادر ترزا
وي در سال 1979 به خاطر فعاليت‌هاي ناتمامش براي فقيرترين انسان‌هاي جهان، نوبل صلح را را از آن خود كرد. مادر ترزا در سال 1950 سازماني كاتوليك را با نام مبلغان خيريه ( Missionaries of Charity ) پايه‌گذاري كرد و فعاليت اين مركز در هندوستان آغاز شد تا به افراد بي‌سرپرست،‌فقير و بيمار كمك كند. همزمان اين موسسه خيريه به مبتلايان به ايدز و افرادي كه به واسطه جنگ، قحطي و ديگر فجايع انساني و طبيعي بي‌خانمان شده‌بودند نيز كمك مي‌كرد.
مادر ترزا براي بيش از 40 سال پايبندي خود را به فعاليت‌هاي خيريه حفظ كرد و در سال 1997 از دنيا رفت اما بسياري همچنان ماموريت وي را ادامه مي‌دهندو سازمان وي هنوز در 130 كشور جهان فعاليت دارد و هزاران راهبه در اين سازمان‌ها به افراد نيازمند كمك مي‌رسانند.
ايوان پاولوف
شايد پاولوف را بيشتر به خاطر عبارت‌هاي سگ‌هاي پاولوف يا واكنش‌هاي پاولوفي بشناسند، اما تاثير وي بر روي دانش بشر را نمي‌توان با چنين عبارت‌هاي ساده‌اي تشريح كرد. وي در سال 1904 توانست نوبل فيزيولوژي را به دست آورد. مشهورترين تحقيقات وي بر روي واكنش‌هاي شرطي‌شده بوده است.
وي در مشهورترين آزمايش خود با هربار غذا دادن به سگ‌ها، زنگي را به صدا در‌مي‌آورد و پس از تكرار چندين باره اين كار، بزاق سگ‌ها به تدريج با شنيدن صداي زنگ آغاز به ترشح مي‌كرد. چندان طول نكشيد كه مشخص شد انسان‌ها نيز از رفتار‌هايي مشابه برخوردارند و مي‌توانند متناسب با شرايط، واكنش‌هاي شرطي را از خود نمايش دهند. ديدگاه پاولوف دريچه‌اي جديد را در روان‌شناسي و رفتار‌گرايي گشود و درك انسان‌ها را از رفتار‌هاي خودشان متحول ساخت.
مارتين لوتر‌كينگ
وي رويايي در سر داشت، اما آن را به شكل الهامي كه نيمه شب در خواب دريافت كرده جايي ننوشت، در عوض روياي خود را در روشنايي روز جهان واقعي و در برابر ديدگان افراد بدبين و بي‌اعتنا دنبال كرد و جانش را بر سر آن از دست داد. در كشوري كه تبعيض نژادي و برده‌داري بر آن حكمراني مي‌كرد، وي ايده خود را بدون كمك به پيش راند و به تبليغ فعاليت‌ها و تظاهرات بدون خشونت پرداخت.
تمامي اين ماجرا از سال 1955، زماني كه فردي به نام روزا پاركس از برخواستن از روي صندلي اتوبوس و دادن صندلي‌اش به فردي سفيد‌پوست سر باز زد، آغاز شد.  382 روز بايكوت اتوبوس توسط كينگ نقش وي را به عنوان رهبري براي سياه پوستان آمريكايي مستحكم كرد. پس از اتمام بايكوت، وي با وجود ارعاب‌ دولتي و فرهنگي حاكم بر جامعه، سفرهاي خود را آغاز كرد تا پيامش را همه‌جا پخش كند.
وي در اين دوران بيش از 6 ميليون مايل سفر كرده و بيش از دو هزار و 500 سخنراني انجام داد و به تدريج توانست فرهنگ ريشه‌دار تبعيض نژادي را از از بين ببرد؛ به همين خاطر در سال 1964 و در سن 35 سالگي نوبل صلح را از آن خود كرد، با اين همه چهار سال پس از دريافت نوبل، كينگ ترور شد اما آنچه از او به جا ماند براي هميشه الهام‌بخش انسان‌هاي آزادي‌خواه در سرتاسر جهان شد.
كريك، واتسون و ويلكينز
امروزه همه به راحتي مي‌توانند درباره DNA و نقش بنيادين آن به عنوان سنگ بناي حيات قلم‌فرسايي كنند، اما پيش از اين DNA يكي از رازهاي بزرگ به شمار مي‌رفت تا اينكه فرانسيس كريك، جيمز واتسون و موريس ويلكينز كشف اين ساختارهاي مارپيچي كوچك را آغاز كردند. اين سه در سال 1962 به خاطر فعاليت‌هايشان در كشف ساختار مولكولي اسيد نوكلئيك و اثبات اهميت آن در ابقاي اطلاعات در بدن موجود زنده، نوبل پزشكي را به دست آوردند.
پيشرفت‌هاي ژنتيكي امروز در حقيقت مديون مطالعات اين سه نفر بوده است. نكته قابل توجه نوبل اين سه دانشمند، محققي ديگر به نام روزلايند فرانكلين است كه كشف كرد چگونه مي‌توان از DNA عكاسي كرد. گروه كريك بر اساس عكس‌هاي وي توانستند در مطالعات خود موفق شوند با اين‌همه ديدگاه‌هاي فرانكلين توسط شريك مرد وي ناديده گرفته شد و وي پيش از اينكه بتواند تلاش‌هاي خود را براي كميته نوبل توضيح دهد، از دنيا رفت.
هرمان مولر
براي هر پيشرفت تكنولوژيكي، عوارض جانبي نيز وجود دارد، اما به لطف تلاش‌هاي هرمان مولر، كه نوبل پزشكي 1946 را از آن خود كرد،  انسان‌ها اهميت تعديل دانش خود را با استفاده از ايمني و احتياط درك كردند. وي نوبل پزشكي را به خاطر اثبات تاثير پرتو ايكس در جهش ژنتيكي در بدن انسان به دست آورد.
وي در اواسط دهه 1920 مدارك قابل توجهي از جهش‌هاي ژنتيكي در بدن مگس ميوه‌اي كه تحت تاثير پرتو ايكس قرار گرفته،‌گرد‌آوري كرد كه بر اساس اين مدارك، جهش‌هاي ايجاد شده منجر به كاهش عمر حشره مي‌شد. وي اطمينان داشت پرتو ايكس بر روي انسان نيز تاثيري مشابه دارد. با وجود اينكه مولر 20 سال تلاش كرد توجه عموم را به مطالعات خود جلب كند،‌در نهايت بمب‌باران‌هاي اتمي در جنگ جهاني دوم بودند كه بر يافته‌هاي مولر تاكيد كردند و پس از آن بود كه كميته نوبل به اهميت مطالعات مولر پي برد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۵ شهريور ۱۳۹۵ساعت: ۰۴:۴۸:۲۲ توسط:admin موضوع:

زندگينامه غياث الدين جمشيد كاشاني

زندگينامه غياث الدين جمشيد كاشاني,زندگي نامه غياث الدين جمشيد كاشاني

زندگينامه غياث الدين جمشيد كاشاني
غياث‌الدين جمشيد كاشاني (۷۹۰-۸۳۲ قمري/۱۳۸۸-۱۴۲۹ ميلادي) زبردست‌ترين حساب‌دان و آخرين رياضي‌دان برجسته‌ي دوره‌ي اسلامي و از بزرگ‌ترين مفاخر تاريخ ايران به شمار مي‌آيد.

وي به تكميل و تصحيح روش‌هاي قديمي انجام چهار عمل اصلي حساب پرداخت و روش‌هاي جديد و ساده‌تري براي آن‌ها اختراع كرد. در واقع، كاشاني را بايد مخترع روش‌هاي كنوني انجام چهار عمل اصلي حساب (به‌ ويژه ضرب و تقسيم) دانست. كتاب ارزشمند وي با نام مفتاح الحساب كتابي درسي، درباره‌ي رياضيات مقدماتي است و آن را از حيث فراواني و تنوع مواد و مطالب و رواني بيان سرآمد همه‌ي آثار رياضي سده‌هاي ميانه مي‌دانند.
جمشيد ملقب به غياث‌الدين، فرزند پزشكي كاشاني به نام مسعود حدود سال ۷۹۰ قمري (۱۳۸۸ ميلادي)، در كاشان چشم به جهان گشود. او در همه‌ي آثارش خود را چنين معرفي كرده است: «كمترين بندگان خداوند (يا نيازمندترين بندگان خدا به رحمت او)، جمشيد، پسر مسعود طبيب كاشاني، پسر محمود پسر محمد ». بيش‌تر آنچه كه از زندگي وي مي‌دانيم از بررسي آثار علمي ارزنده‌اش و نيز دو نامه كه خطاب به پدر خود و مردم كاشان نوشته به دست آمده است.
دوران كودكي و جواني وي درست هم‌زمان با اوج يورش‌هاي وحشيانه‌ي تيمور به ايران بود. با وجود اين، جمشيد در همين شرايط نيز هرگز از آموختن علوم مختلف غافل نشد. پدرش مسعود، چنان‌كه گفتيم، پزشك بود اما شايد از علوم ديگر نيز بهره‌ي بسيار داشت. به طور مثال، از يكي از نامه‌هاي كاشاني به پدرش معلوم مي‌شود كه پدر قصد داشته تا شرحي بر معيار الاشعار نصيرالدين طوسي بنويسد و براي پسر، يعني جمشيد بفرستد.
نخستين فعاليت علمي كاشاني كه از تاريخ دقيق آن آگاهيم، رصد خسوف در ۱۲ ذيحجه‌ي ۸۰۸ قمري، برابر با دوم ژوئن ۱۴۰۶ ميلادي در كاشان است.

غياث‌الدين نخستين اثر علمي خود را در همين شهر و در ۲۱ رمضان ۸۰۹ قمري مطابق با اول مارس ۱۴۰۷ ميلادي، يعني ۲ سال پس از مرگ تيمور و فرو نشستن فتنه‌ي او، نوشت. چهار سال بعد در ۸۱۳ قمري هنوز در كاشان بود و رساله‌ي مختصري به فارسي درباره‌ي علم هيأت(كيهان‌شناسي) نوشت. در ۸۱۶ قمري كتاب نجومي مهم خود يعني زيج خاقاني را به فارسي نوشت و به اُلُغْ بيگ، فرزند شاهرخ و نوه‌ي تيمور، كه در سمرقند به سر مي‌برد، هديه كرد. كاشاني اميد داشت كه با حمايت الغ بيگ بتواند با آسودگي بيشتر پژوهش‌هاي علمي خود را ادامه دهد.
كاشاني دست كم تا مدتي پس از پديدآوردن كتاب ارزشمند تلخيص المفتاح ، يعني ۷ شعبان ۸۲۴ قمري مطابق با ۷ اوت ۱۴۲۱ ميلادي، هنوز در كاشان به سر مي‌برد. اين نكته خود مايه‌ي شگفتي بسيار است كه چرا مردي دانشور چون الغ بيگ پس از مطالعه‌ي زيج خاقاني به نبوغ كم نظير پديدآورنده ، يعني كاشاني، پي نبرد! كاشاني در يكي از دو نامه‌ي خود از يك سو به طور تلويحي از اين‌ كه بسيار دير مورد توجه دولت‌مردان قرار گرفته گلايه مي‌كند و از سوي ديگر از اين‌كه پس از اين مدت دراز به شهري چون سمرقند دعوت شده است، سر از پا نمي‌شناسد.
كاشاني به احتمال قوي در ۸۲۴ قمري به همراه معين‌الدين كاشاني(همكار غياث‌الدين در كاشان و سمرقند) از كاشان به سمرقند رفت و چنان كه خود در نامه‌ هايش كم و بيش اشاره كرده، در پي‌ريزي رصدخانه‌ي سمرقند نقش اصلي را ايفا نمود.

از همان آغازِ كار، وي را به رياست آن‌جا برگزيدند و تا پايان عمر به نسبت كوتاه خود در همين مقام بود. وي سرانجام صبح روز چهارشنبه ۱۹ رمضان ۸۳۲ قمري برابر با ۲۲ ژوئن ۱۴۲۹ ميلادي بيرون شهر سمرقند و در محل رصدخانه درگذشت.
امين احمد رازي در كتاب تذكره هفت اقليم مي‌گويد كه چون كاشاني چنان كه بايد و شايد آداب حضور در دربار را رعايت نمي‌كرد ، الغ بيگ فرمان به قتل او داد. از نامه‌هاي كاشاني به پدرش چنين برمي‌آيد كه پدر به دلايلي از سرنوشت فرزند خود در دربار الغ بيگ نگران بود و در نامه يا  نامه‌هايي، پسر را از خطرات معمول در دربار پادشاهان برحذر داشته و كاشاني نيز در پاسخ براي كاستن از نگراني‌هاي پدر، نمونه‌هاي متعددي از توجه خاص الغ بيگ به خود را براي پدر شاهد آورده است.

زندگينامه غياث الدين جمشيد كاشاني,زندگي نامه غياث الدين جمشيد كاشاني

فعاليت هاي علمي وي عبارتند از:
1. اختراع كسرهاي دهگاني(اعشاري): گرچه كاشاني نخستين به كار برنده‌ي اين كسرها نيست، اما بي‌ترديد رواج اين كسرها را به او مديونيم.
 2. دسته‌بندي معادلات درجه‌ي اول تا چهارم و حل عددي معادلات درجه‌ي چهارم و بالاتر
3. محاسبه‌ي عدد p . كاشاني در الرسالة المُحيطية (ص ۲۸ )، عدد p را با دقتي كه تا ۱۵۰ سال پس از وي بي‌نظير ماند محاسبه كرده است.
4. تكميل و تصحيح روش‌هاي قديمي انجام چهار عمل اصلي و اختراع روش‌هاي جديدي براي آن‌ها . در واقع، كاشاني را بايد مخترع روش‌هاي كنوني انجام چهار عمل اصلي حساب ( به‌ ويژه ضرب و تقسيم) دانست.
 5. اختراع روش كنوني پيدا كردن ريشه‌ي n اُم عدد دلخواه. روش كاشاني در اصل همان روشي است كه صدها سال بعد توسط پائولو روفيني (رياضي‌دان ايتاليايي، ۱۷۶۵-۱۸۲۲ميلادي )، و ويليام جُرج هارنر (رياضي‌دان انگليسي، ۱۷۸۶-۱۸۳۷ميلادي )، بارديگر اختراع شد.
6. اختراع روش كنوني پيدا كردن جذر (ريشه‌ي دوم) كه در اصل ساده شده‌ي روش پيدا كردن ريشه‌ي n اُم است.
 7. ساخت يك ابزار رصدي. كاشاني ابزارِ رصدي جالبي اختراع كرد و آن را طَبَقُ المَناطِقْ ناميد. رساله‌اي نيز به نام نُزْهَةُ الحَدائِق درباره‌ي چگونگي كار با آن نوشت. 8. تصحيح زيج ايلخاني. كاشاني زيج خاقاني را نيز در تصحيح اشكالات زيج ايلخاني نوشت.
9. نگارش مهم‌ترين كتاب درباره‌ي حساب. كتاب مفتاح الحساب كاشاني مهم‌ترين و مفصل‌ترين اثر درباره‌ي رياضيات عملي و حساب در دوره‌ي اسلامي است.
10. محاسبه‌ي جِيب يك درجه. كاشاني در رساله‌ي وَتَر و جِيب مقداري براي جِيبِ يك درجه (۶۰ sin ۱˚) به دست آورده كه اگر آن را بر ۶۰ تقسيم كنيم ، حاصل آن تا ۱۷ رقم اعشاري با مقدار واقعي سينوس يك درجه موافق است.
آثار او عبارتند از :
1. سُلّمُ السَماء (نردبان آسمان) يا رساله‌ي كماليه به عربي. كاشاني اين رساله را در ۲۱ رمضان ۸۰۹ قمري (اول مارس ۱۴۰۷ ميلادي) در كاشان به پايان رسانده است. كاشاني در اين رساله از قطر زمين، و نيز قطر خورشيد، ماه، سيارات، و ستارگان و فاصله‌ي آنها از زمين سخن گفته است.
2.مختصر در علم هيأت به فارسي. كاشاني اين رساله را در ۸۱۳ قمري برابر با ۱۴۱۰ ميلادي، يا اندكي پيش از آن نوشت. وي در اين رساله درباره‌ي مدراهاي ماه، خورشيد، ستارگان، و سياره‌ها و چگونگي حركت آن‌ها سخن گفته است.
3 . زيج خاقاني به فارسي: اين كتاب يكي از آثار مهم نجومي كاشاني به شمار مي‌رود. كاشاني اين زيج را در ۸۱۶ قمري ( ۱۴۱۳ ميلادي) كامل كرد. هدف كاشاني از نگارش اين زيج، تصحيح اشتباهاتي است كه در زيج ايلخاني روي داده است. كاشاني در مقدمه‌ي زيج خود با به رغم انتقاد از مطالب زيج ايلخاني، از نويسنده‌ي آن، خواجه نصيرالدين طوسي، با تجليل و احترام بسيار ياد كرده است.
4. شرح آلات رَ صَد به فارسي : كاشاني اين رساله را در ذيقعده‌ي ۸۱۸ قمري(ژانويه‌ي ۱۴۱۶ ميلادي) براي شخصي به نام سلطان اسكندر نوشته است. برخي اين اسكندر را «اسكندر بن قرايوسف قراقويونلو» دانسته‌اند. اما برخي ديگر، معتقدند كه اين اسكندر، پسر عموي الغ بيگ است كه بر فارس و اصفهان حكومت مي‌كرده است.
5.نُزْهَةُ الحَدائِق به عربي: كاشاني اين رساله را در دهم ذيحجه‌ي ۸۱۸ قمري مطابق ۱۰ فوريه‌ي ۱۴۱۶ ميلادي (حدود يك ماه پس از نگارش رساله‌ي شرح آلات رصد) نوشته و در آن دستگاهي به نام طبق المناطق را كه اختراع خود وي بوده، شرح داده است. با اين دستگاه مي‌توان محل ماه و خورشيد و پنج سياره‌ي شناخته شده تا آن زمان و نيز فاصله‌ي هر يك از آن‌ها را تا زمين، و برخي پارامترهاي سياره‌اي ديگر را به دست آورد.
6. ذِيلِ نزهة الحدائق: كاشاني در نيمه‌ي شعبان ۸۲۹ قمري (۲۲ ژوئن ۱۴۲۶ ميلادي) و هنگامي كه در سمرقند اقامت داشته، ده «اِلْحاق» (پيوست) را به نزهة الحدائق افزوده است.
7. تَلْخيصُ المِفْتاح به عربي: اين رساله، چنان كه از نامش پيداست گزيده‌ي مفتاح الحساب كاشاني است. كاشاني كار تلخيص را در ۷ شعبان ۸۲۴ قمري (۷ اوت ۱۴۲۱ ميلادي) به پايان رسانده است. وي در مقدمه‌ي اين رساله چنين آورده است: « اما بعد، نيازمندترين بندگان خداوند به بخشايش وي، جمشيد ملقب به غياث، پسر مسعود پزشك كاشاني، پسر محمود، كه خداوند روزگارش را نيكو گرداند، گويد كه چون از نگارش كتابم موسوم به مفتاح الحساب فارغ شدم، آن دسته از مطالب اين كتاب را كه دانستن آن ‌ها براي نوآموزان واجب است در اين مختصر گرد آوردم و آن را تلخيص المفتاح ناميدم.»
8. الرِسالةُ المُحيطية به عربي: كاشاني اين رساله را كه يكي از مهم‌ترين آثار اوست در اواسط شعبان ۸۲۷ قمري (ژوئيه‌ي ۱۴۲۴ ميلادي) به پايان رسانده است. وي در اين رساله نسبت محيط دايره به قطر آن، يعني عدد پي ‌را به دست آورده است.
9. وَتَر و جِيب: كاشاني اين رساله‌ي را درباره‌ي چگونگي محاسبه‌ي جِيب يك درجه ( ) نوشته است. متأسفانه متن اصلي اين رساله باقي نمانده اما از شرح‌هايي كه بر آن نوشته‌اند مي‌توان به مطالب آن پي برد.
10. زيج تَسْهيلات: كاشاني اين اثر را پيش از ۸۳۰ قمري تأليف كرده است زيرا در مقدمه‌ي مفتاح الحساب از اين كتاب نام برده(ص ۳۶ ) ولي تا كنون وجود نسخه‌اي قطعي از آن گزارش نشده است.
كاشاني كار نگارش مفتاح الحساب را، كه بي‌ترديد مهم‌ترين، مفصل‌ترين و برجسته‌ترين كتابِ رياضيات عملي در دورة اسلامي بشمار مي‌آيد، در ۳ جمادي الاولي سال ۸۳۰ قمري برابر با ۲ مارس ۱۴۲۷ ‌ ميلادي به پايان رسانده و آن را به الغ بيگ هديه كرده است.

اما پيش‌نويس اين كتاب را دست كم از ۶ سال پيش، يعني ۸۲۴ قمري فراهم آورده و در اين مدت، مشغول تكميل و اصلاح آن بوده است. زيرا او در مقدمه‌ي تلخيص المفتاح كه در همين سال نوشته شده، تأكيد كرده كه اين تلخيص را پس از به پايان رساندن تأليف مفتاح الحساب فراهم آورده است.
پاول لوكي، پژوهشگر برجسته‌ي آلماني كه بيش از هر مورخ ديگري در راه شناساندن اهميت آثار رياضي اين دانشمند بزرگ به جهان علم كوشش كرده، درباره‌ي آثار كاشاني چنين آورده است: « پس از پژوهش درباره‌ي برخي آثار كاشاني، كه خوشبختانه بيشتر آن‌ها در كتابخانه‌هاي شرق و غرب موجود است، او را رياضي‌داني هوشمند، مخترع، نَقّاد و صاحب افكار عميق يافتم.

كاشاني از آثار رياضي‌دانان پيش از خود آگاه و بويژه در فن محاسبه و به كار بستن روش‌هاي تقريبي بسيار آگاه و چيره‌دست بوده است. اگر رساله‌ي محيطيه او به دست رياضي‌دانان غربي معاصر وي رسيده بود، از آن پس مردم مغرب زمين از بعضي منازعات و تأليفات مبتذل درباره‌ي اندازه‌گيري دايره (=محاسبه‌ي عدد پي) بي‌نياز مي‌شدند.

اگر نظريه‌ي واضح و روش علمي وي در مورد شناساندن كسرهاي اعشاري انتشار يافته بود، فرانسوا وي‌يتْ ، اِستِوِن، و بورگي ناچار نمي‌شدند كه يك قرن و نيم پس از كاشاني نيروي فكري و عملي خود را براي از نو يافتن اين كسرها به كار اندازند.»
اِدوارد اِستوارت كنِدي، پژوهشگر برجسته‌ي آمريكايي، كه مدتي نيز در ايران مي‌زيست و با زبان فارسي آشنايي دارد درباره‌ي كاشاني چنين گفته است:

«پيش از هر چيز بايد گفت كه كاشاني حاسبي زبردست بود و در اين فن مهارت خارق العاده داشت. و شاهد اين مدعا اين است كه وي با اعداد شصتگاني خالص به آساني و رواني حساب مي‌كرد. كسرهاي اعشاري را اختراع نمود، روش تكراري را در حساب به طور كامل و پيگير به كار مي‌بست. با چيره دستي مراحل محاسبه را طوري تنظيم مي‌نمود كه بتواند حداكثر مقدار خطا را پيش‌بيني كند و در هر جا صحت اعمال را امتحان مي‌كرد.»
آدُلف يوشكويچ، پژوهشگر مشهور روسيه در كتاب تاريخ رياضيات در سده‌هاي ميانه در باره كتاب ارزشمند كاشاني مي‌نويسد: «مفتاح الحساب كتابي درسي، درباره‌ي رياضيات مقدماتي است كه استادانه تأليف شده و مؤلف آنچه را كه طبقات مختلف خوانندگان كتاب بدان نياز داشته‌اند، در نظر گرفته است. اين كتاب از حيث فراواني و تنوع مواد و مطالب و رواني بيان تقريباً در همه‌ي آثار رياضي سده‌هاي ميانه يگانه است.»


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۵ شهريور ۱۳۹۵ساعت: ۰۴:۴۷:۵۲ توسط:admin موضوع:

زندگينامه ميخائيل كلاشنيكوف سازنده تفنگ كلاشنيكوف

ميخائيل كلاشنيكوف,زندگينامه ميخائيل كلاشنيكوف,زندگي نامه ميخائيل كلاشنيكوف

زندگينامه ميخائيل كلاشنيكوف سازنده تفنگ كلاشنيكوف
ميخائيل كلاشنيكوف (Mikhail Kalashnikov) سازنده يك تفنگ روسي است كه يكي از مشهورترين مسلسل ها در جهان است.

مسلسل كلاشنيكوف در كنار هواپيماي برادران رايت و اتومبيل فورد در ميان سه اختراع اول از ۳۰ اختراع بي نظير قرن بيستم قرار دارد.
ميخائيل كالاشنيكوف (Mikhail Kalashnikov) سازنده اين تفنگ روسي در سال ۱۹۱۹ در يكي از روستاهاي سيبري در يك خانواده كشاورز و پر جمعيت به دنيا آمد. ميخائيل هفدهمين فرزند خانواده بود و در نوجواني حتي نمي توانست دوره متوسطه مدرسه را تمام كند.
كالاشنيكوف در سال هاي ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵ در جنگ جهاني شركت يافت كه در آن مجروح شد. وي پس از بازيافتن سلامت شروع به اختراع سلاح دستي اتومات كرد.
در نتيجه تلاش هاي او طي چندين سال، كالاشنيكوف تفنگ خود را ساخت. اختراع او در رقابتي بين نمونه هاي شركت كننده بهترين شناخته شد و در سال هاي آخر دهه ۱۹۴۰ تصويب شد كه ارتش شوروي به اين اسلحه تحت عنوان АК ۴۷ (اتومات كلاشنيكوف ۱۹۴۷) تجهيز شود.

ميخائيل كالاشنيكوف بيش از ۵۰ سال زندگي خود را در كارخانه اسلحه سازي در شهر "ايژفسك" گذرانده و كار اوهنوز در اين مركز ادامه دارد. وي رئيس اتحاديه اسلحه سازان روسيه است.
به هر حال در اواسط دهه پنجاه ميلادي АК ۴۷ به سلاح استاندارد نيروهاي مسلح شوروي تبديل شد و به اين ترتيب بود كه نام كالاشنيكوف تبديل به افسانه شد. طبق برخي از ارزيابي ها امروزه در جهان ۱۰۰ ميليون اتومات كلاشنيكوف در مدل هاي مختلف آن استفاده مي شود.
اين اسلحه مشهور در نيروهاي مسلح ۵۵ كشور جهان وجود دارد و در آرم ملي شش قدرت جهاني تصوير شده است.
 بيش از هشتاد درصد حجم بازارهاي جهاني مملو از نمونه هاي تقلبي مسلسل كلاشنيكوف شده و به همين خاطر روسيه سالانه ۲ ميليارد دلار خسارت مي بيند.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۵ شهريور ۱۳۹۵ساعت: ۰۴:۴۷:۱۵ توسط:admin موضوع:

بانوي برجسته ي جهان علم

ماري كوري,زندگي نامه ماري كوري

بانوي برجسته ي جهان علم     
روزي در يكي از جلسات سخنراني يكي از اساتيد بزرگ رياضيات، دختري جوان، سخنان استاد را يادداشت مي كرد. استاد در ضمن بياناتش گفت: "من از دل ذره، آفتاب بيرون مي آورم.
● تاريخچه
دختر جوان، اهل كشور لهستان بوده و ماري نام داشت.وي در شهر ورشو، پايتخت لهستان در خانواده اي فقير به دنيا آمد و در همان شهر تحصيلات دبيرستان خود را به اتمام رسانيد.
سپس با مشكلات اقتصادي زيادي در دانشگاه اريس به تحصيل ادامه داد. وي اتاق كوچكي داشت و چون هزينه ي برق زياد بود، شب ها به كتابخانه اي مي رفت و تا دير وقت در نور و گرماي كتابخانه به مطالعه مي پرداخت.
● پيوند علمي يا پيوندي ناگسستني
ماري در سال چهارم دانشگاهش در پاريس با دانشمند جواني به اسم "پير كوري" آشنا شد.اين آشنايي، ريشه دار شد و اين دو جوان شيفته ي علم را به هم پيوند داد.در سال ۱۸۹۵ اين دو دانشمند، پيوند زناشويي بستند و از آن پس ماري را ماري كوري ناميدند.
علم قدرتي دارد كه حتي تصور آن براي ما لذت بخش است. دانشمندان بزرگ گفته اند كه جهان، هم چون كتاب بزرگي است كه در هر سطرش رازي نهفته دارد. مردم كلمات اين كتاب را خوانده و متحير مي شوند، ولي دانشمندان با مطالعه ي آن، پرده از راز طبيعت برمي دارند.
● پايان نامه ي ماري كوري
ماري كوري براي اخذ گواهينامه ي پايان تحصيلاتش، با راهنمايي همسرش بر روي عناصري كه بعدها مواد راديو اكتيو نام گرفتند، به تحقيق پرداخت.وي پايان نامه ي خود را با آزمايش درباره ي يگانه عنصر راديو اكتيو شناخته شده ي آن زمان آغاز كرد.
او در تحقيقاتش به اين نتيجه رسيد كه پرتوزايي در سنگ معدني اورانيوم از خود اورانيوم بيشتر است. بنابراين، وجود عناصر ناشناخته با شدت تشعشعي بالا را در سنگ اورانيوم حدس زد.

حدس ماري پس از انجام آزمايشاتي به تحقق پيوست و او اسم آن عنصر را "راديوم" گذاشت. به زودي معلوم شد كه مي توان راديوم را در صنعت و پزشكي به كار گرفت.
گروهي از مهندسان آمريكايي مي خواستند تكنيك به دست آوردن راديوم را از دانشمندان جوان بخرند، اما آن ها با چشم پوشي از مسايل مالي، روش به دست آوردن راديوم را منتشر كردند.
● صعود ماري كوري به قله ي دانش
در سال ۱۹۰۳فرهنگستان علوم سوئد به پير كوري، جايزه ي نوبل داد.اندكي بعد وي استاد دانشگاه پاريس شد و ماري كوري نيز رياست آزمايشگاه فيزيك را در دانشگاه پاريس عهده دار شد. اين دو دانشمند دو دختر داشتند. البته زمان زيادي نگذشت كه پير كوري در تصادفي كشته شد و ماري كوري به سوگ همسرش نشست.
بعد اين حادثه ي ناگوار به پيشنهاد هيأت دانشگاه در جاي همسرش به تدريس پرداخت و تا آن زمان هيچ زني چنين رتبه ي علمي نداشت.ماري هنگام تدريس در دانشگاه، تحقيقات خود را درباره ي راديوم تكميل كرد و در سال ۱۹۱۱ دومين جايزه ي نوبل از طرف فرهنگستان علوم سوئد به وي عطا شد.
هيچ گاه شهرت و مقام او را فريفته نكرد و با وجود مقام بلند علمي در خانه، كدبانو و مادري مهربان بود. اينيشتين درباره او گفته است : "ماري كوري يكي از نام آورترين كساني است كه نام و آوازه او را نفريفت."
● قاتل نامرئي ماري كوري كه بود؟
ماري كوري در سال ۱۹۳۴ در پاريس در گذشت. مرگ وي براي پزشكان حيرت انگيز بود كه چه مرضي او را از پاي درآورده بود؟ ماري چندين سال با راديوم كار كرده و در معرض تشعشعات آن قرار گرفته بود. پزشكان بر اين عقيده بودند كه قاتل نامرئي وي راديوم بوده است.
● ارزش هاي اجتماعي و اخلاقي ماري كوري
زندگي اين بانوي برجسته كه دو جايزه ي نوبل گرفت؛ سرشار از اميد و تلاش بود. وي ابتداي دوران جوانيش را با زندگي دشواري شروع كرد و در سايه ي سعي و تلاش به بزرگترين مقام علمي جهان رسيد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۵ شهريور ۱۳۹۵ساعت: ۰۴:۴۶:۴۲ توسط:admin موضوع:

بيوگرافي محمد اقبال لاهوري

محمد اقبال لاهوري,بيوگرافي محمد اقبال لاهوري

بيوگرافي محمد اقبال لاهوري
محمد اقبال لاهوري در سال 1256 شمسي در يك خانواده متدين در شهر سيالكوت پاكستان به دنيا آمد
پدرش بازرگان بود و اجدادش همه از برهمنان كشمير بودند كه در قرن هفدهم به دين اسلام مشرف گشتند.
محمد تحصيلات خود را با قرآن در يكي از مساجد زادگاهش شروع كرد و بعد از اتمام دوره مكتب براي گذران دوره‌هاي ابتدائي و متوسطه به كالج رفت.
وي در كالج مورد توجه يكي از معلمانش به نام مولانا مير حسين قرار گرفت. ذوق و استعداد شاعري وي تا جائي معلمش را تحت تاثير قرار داد كه ايشان هر چند مخالف با شعر گفتن جوانان بود، خودش اقبال را تشويق به سرودن كرد.
اقبال لاهوري سروده‌هاي خود را در ابتدا جهت اصلاح به داغ دهلوي تسليم مي‌نمود. داغ دهلوي نيز پس از مدتي اعتراف كرد كه اشعار اقبال نياز به تصحيح نداشته و از داشتن چنين شاگردي فخر و مباهات مي‌كرد.
وي پس از اتمام دوره كالج، در رشته فلسفه دانشگاه لاهور ادامه تحصيل داد و با اتمام دوره فوق ليسانس از دانشگاه پنجاب با رتبه اول، عهده‌دار تدريس در رشته‌هاي تاريخ، فلسفه و علوم در همان دانشگاه شد.اما فعاليت وي و ذوق و قريحه‌اش فقط در عالم شعر و شاعري و فلسفه محدود نبود بلكه در عالم اقتصاد نيز حرفي براي گفتن داشت، تا جائيكه در سال 1901 ميلادي كتابي در همين زمينه به زبان اردو نوشت.
ايشان پس از مدتي جهت تكميل تحصيلاتش راهي اروپا گرديده كه اين سفر علمي تاثير زيادي بر افكارش به جاي گزارد. در دانشگاه كمبريج نيز فلسفه را ادامه دارد و در آنجا با يكي از پيروان هگل به نام مك تيگارت ملاقاتي انجام داد، همچنين فرصت آشنايي با پروفسور براون و نيكلسون را پيدا كرد.اقبال پس از كسب درجه فلسفه اخلاق در دانشگاه كمبريج راهي دانشگاه مونيخ آلمان گرديده و با ارائه پايان نامه خود تحت عنوان سير در فلسفه در ايران موفق به دريافت درجه دكتري گرديد.

ايشان مدتي نيز به جاي پروفسور آرنلد در دانشگاه لندن، به تدريس زبان و ادبيان فارسي پرداخت. ظاهرا در اواخر اقامتش در لندن، قصد ترك شعر و شاعري داشت كه دوستانش مانند سرعبدالقادر و همچنين آرنلد مانع از اين كار او شدند.
علاوه بر تخصصات ذكر شده، ايشان در اروپا در زمينه زبان ادبيات فارسي نيز به مطالعاتي دست زد كه بعدا اين زبان را به عنوان زبان شعري خود برگزيد. همچنين از جمله تحولاتي مهمي كه در زندگي اقبال در اروپا تبديل وي از يك شاعر وطني به يك شاعر ملي اسلامي بود كه كتاب بانگ درا شاهد خوبي بر اين مدعاست.
ايشان پس از بازگشت به وطن در سال 1908 ميلادي به سمت رئيس بخش فلسفه دانشكده دولتي لاهور انتخاب گرديده و علاوه بر تدريس، اجازه وكالت نيز كسب نموده اما پس از چندي، فقط شغل وكالت را ادامه داده و از تدريس دست كشيد.
اقبال در سال 1926 ميلادي، به عضويت مجلس قانونگذاري انتخاب شد. وضعيت زندگي ناگوار مردم و اختلافات در آن زمان و عشق به آزادي، اقبال را به سوي حركتهاي سياسي سوق داد تا جائيكه اقبال پيشنهاد تشكيل دولت پاكستان را در جلسه ساليانه حزب مسلم‌بيگ در الله آباد را داد.
همچنين ايشان نمايندگي مردم مسلمان شبه قاره را در اولين موتمر اسلامي فلسطين در بيت المقدس را داشته. ايشان در بازگشتي از كنفرانسي در لندن از اسپانيا و مسجد قرطبه ديدن كرده بودند كه ديدار از اين مسجد تاثير زيادي در روحيه ايشان به جاي گذارده بود، در منظومه‌اي آن را بيان داشته همچنين از افغانستان نيز ديداري كرده و به زيارت مزار حكيم ثنائي موفق گرديد. در اواخر عمر نيز يعني به سال 1933 از دانشگاه پنجاب موفق به دريافت دكتري افتخاري گرديد.
سرانجام علامه اقبال لاهوري به دنبال تنگي نفس و ضعف قلبي كه مبتلا گشته بود در سال 1317 دارفاني را وداع گفت.
برخي از آثار علامه اقبال لاهوري:
علم الاقتصاد (كه يادآوري شد)
 توسعه حكمت در ايران (سير فلسفه در ايران) (ترجمه شده به زبان فارسي)
تاريخ هند
احياي فكر ديني در اسلام (ترجمه شده به زبان فارسي)
يادداشت‌هاي پراكنده (مجموعه خاطرات چند ماهه اقبال)
ديوان فارسي اقبال كه شامل رموز بي خودي، اسرار خودي، زبور عجم، پيام مشرق، جاويدنامه و ارمغان حجاز مي‌باشد
ديوان اقبال (به زبان اردو) بانگ درا، بال جبرئيل، ضرب كليم.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۵ شهريور ۱۳۹۵ساعت: ۰۴:۴۶:۱۶ توسط:admin موضوع:

بيوگرافي هنري فورد صنعتگر مشهور آمريكايي

هنري فورد,بيوگرافي هنري فورد,زندگينامه هنري فورد

بيوگرافي هنري فورد صنعتگر مشهور آمريكايي
هنري فورد، اين صنعتگر مشهور آمريكايي بيش از هر فرد ديگري براي ارائه روش‌هاي توليد انبوه صنعت نوين نقش داشته‌ است. با به كارگيري چنين روش‌هايي استاندارد زندگي را ابتدا در ميان مردم كشور خود و درنهايت در تمام كشورهاي جهان به طور وسيع افزايش داد.
فورد كه در «ديربورن» ميشيگان متولد شده بود هيچ‌گاه به دبيرستان نرفت. او پس از خاتمه تحصيلات دبستاني به عنوان شاگرد ماشين كار در ديترويت به كار پرداخت. سپس تعمير كار و سرانجام استادكار شد. هنگامي كه در سال 1885 كارل بنز و گوتليب دايملر، هر كدام مستقل از ديگري، اتومبيل خود را اختراع كرده و روانه بازار كردند فورد جواني بيست و دو ساله بود.
«كالسكه بدون اسب» خيلي زود توجه فورد جوان را به خود جلب كرد. در سال 1896 اولين اتومبيلي را كه خود طراحي كرده بود، ساخت اما علي رغم استعدادي كه داشت اولين و دومين اقدام او در كسب و كار با شكست مواجه گرديد. اگر فورد در چهل سالگي مرده بود اكنون از او تنها به عنوان مردي شكست خورده ياد مي‌شد.
اما فورد به آساني دلسرد نشد. در سال 1903 بار ديگر تلاش كرد و در نتيجه اين سومين اقدام، تشكيل كمپاني فورد، بود كه به ثروت، شهرت و اهميتي پايدار دست يافت.

موفقيت سريع كمپاني فورد عمدتاً مرهون اين برداشت اصلي و اساسي فورد بود كه او آن را در يكي از آگهي‌هاي اوليه كمپاني خود چنين بيان مي‌كند:

«ساخت و فروش اتومبيلي كه به ويژه براي استفاده روزمره شغلي، حرفه‌اي و خانوادگي طراحي شده است... ماشيني كه به خاطر فشردگي و جمع و جور بودن به طور يكسان از سوي مردان، زنان و كودكان مورد پسند و تحسين قرار گيرد. سادگي، ايمني، آسايش همه جانبه و بالاتر از همه بهاي فوق‌العاده مناسب آن، آن را در دسترس هزاران نفري قرار مي‌دهد كه هيچ‌گاه نمي‌توانستند در مورد پرداخت قيمت‌هاي افسانه‌اي كه براي اغلب ماشين‌ها خواسته مي‌شود، حتي فكر كنند.»
فورد با مدل‌هاي اوليه خود، گرچه كاملاً مناسب بودند، نتوانست به آن اهداف بلند دست يابد. اما مدل مشهور T كه در سال 1908 روانه بازار شد به خوبي آن نظريات را تأمين كرد. بدون ترديد آن مدل نام‌آورترين اتومبيلي بود كه تا آن هنگام توليد شده بود و در نهايت بيش از پانزده ميليون دستگاه از آن فروخته شد.
مدت‌ها قبل از آن فورد دريافته بود در صورتي كه هزينه‌هاي توليد را كاهش دهد مي‌تواند محصولاتش را با قيمت پايين‌تري بفروشد. براي وصول به اين هدف مجموعه‌اي از روش‌هاي بسيار مؤثر توليد را در كارخانه‌هاي خود پياده كرد.

اين روش‌ها عبارت بودند از:
قطعات كاملاً قابل تعويض
حد اعلاي تقسيم كار
خط سوار كردن قطعات
تمام اينها به منظور افزايش كارايي كارگران صنعتي طراحي شده بود. فورد معتقد بود نبايد وقت كارگر با مجبور كردن او براي رفتن به دنبال مواد و ابزار مورد نياز، و يا حتي برداشتن آنها از روي زمين، تلف شود. به جاي آن فورد ترتيبي اتخاذ كرد تا با استفاده از نوار نقاله، سر سره و نقاله‌هاي متحرك بالاي سركار را نزد كارگر بياورد.

مواد و ابزار در سطح وسيعي توزيع مي‌شد و كارگر مي‌توانست وظيفه خود را بسيار سريع‌تر انجام دهد. او بر اين باور بود كه در تلاش دائم براي يافتن تكنيك‌هاي برتر و كاراتر بايد روش‌هاي توليد به دقت تحليل گردد. كارهاي پيچيده و مركب را بايد به كارهاي ساده تجزيه نمود. به اين ترتيب انجام آن حتي از كارگر غيرماهر، كه ممكن است كم‌هوش، بي‌سواد و يا حتي معلول باشد، بدون نياز به گذراندن دوره‌هاي طولاني كارآموزي برمي‌آيد.
هيچ يك از اين نظريات در اصل متعلق به فورد نبود. «الي ويتني» بيش از يك قرن قبل از قطعات قابل تعويض استفاده كرده بود. «فردريك وينسلو تيلور» كارشناس معروف بهره‌وري تمام اين نظريات را در نوشته‌هاي خود آورده بود و چند كارخانه كوچك‌تر مدتها بود كه از خط سوار كردن قطعات استفاده مي‌كردند. اما فورد اولين توليدكننده بزرگ بود كه اين نظريات را يكجا و با تمام وجود به كار گرفت.
نتايج كار واقعاً خيره‌كننده بود:

در سال 1908 ارزان‌ترين مدل‌ T به بهاي 825 دلار فروخته شد تا سال 1913 قيمت آن تا 500 دلار پايين آمد و در 1916 به 360 دلار تنزل كرد و بالاخره در سال 1926 قيمت خرده‌فروشي آن به 290 دلار رسيد. همچنان كه قيمت پايين مي‌آمد ميزان فروش بالا رفت. ايالات متحده به كشور مردم «سوار بر چرخ» بدل شد و فورد ثروتمندترين فرد بخش خصوصي جهان گرديد.
همچنان كه كارگران فورد بيشتر توليد مي‌كردند او نيز قادر شد دستمزد بالاتري به آنها بپردازد. در سال 1914 او حداقل دستمزد روزانه را در كارخانه‌هايش تا پنج دلار بالا برد و با اين كار دنياي صنعت را شگفت زده كرد.

اين مبلغ براي آن زمان بسيار زياد و تقريباً دو برابر متوسط دستمزدي بود كه پيش از اين در همين كارخانه‌ها پرداخت مي‌شد. از سطح بالاي دستمزدي كه فورد معمول كرد به ناچار در سراسر كشور تبعيت شد و در نتيجه كارگران كارخانه‌ها از فقر و تنگدستي بيرون آمده و به طبقه متوسط راه يافتند.
اما ابداعات فورد اثر مبسوط‌تري نيز داشت. او در مورد روش‌هاي توليد انبوه خود پنهان‌كاري نمي‌كرد. برعكس بسيار مشتاق بود كه آنها را به اطلاع همگان برساند. ساير توليدكنندگان با مشاهده موفقيت فورد روشهاي توليد او را تقليد كردند. نتيجه اين كار افزايش چشمگير توليد در سراسر كشور و در نهايت در تمام جهان بود.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۵ شهريور ۱۳۹۵ساعت: ۰۴:۴۵:۳۹ توسط:admin موضوع:

زندگينامه آنتوان هانري بكرل از كاشفان پديده‌ پرتوزايي

زندگينامه آنتوان هانري بكرل,آنتوان هانري بكرل

زندگينامه آنتوان هانري بكرل (1852-1908)
آنتوان هانري بكرل در سال ۱۸۵۲ در خانواده‌اي تحصيل‌كرده در فرانسه زاده شد.
آنتوان هانري بكرل، فيزيكدان فرانسوي از كاشفان پديده‌ پرتوزايي يا راديواكتيويته است.
 پدر و پدربزرگش نيز مانند او در رشته‌ فيزيك تحصيل كرده و در همين رشته به درجه‌ پروفسوري رسيده بودند.
 آنتوان هانري بكرل از سال ۱۸۷۲ تا ۱۸۷۴ در پلي‌تكنيك پاريس و از سال ۱۸۷۴ تا ۱۸۷۷ در مدرسه‌ «پل‌ها و راه‌ها» تحصيل كرد. از سال ۱۸۷۸ به عنوان دانشيار در پلي‌تكنيك و در وزارت راه و پل، به عنوان مهندس ارشد مشغول به كار شد.
بكرل در سال ۱۸۸۴ موفق به اثبات نوارهاي اشعه‌ مادون قرمز در طيف نور خورشيد شد. او در سال ۱۸۸۹ به عضويت آكادمي علوم درآمد و در سال ۱۸۹۱ كرسي استادي فيزيك كاربردي را در موزه‌ تاريخ طبيعي پاريس از آن خود ساخت.

در همان سال بود كه وي كار بر روي پديد‌ه‌  فسفرسانس در مواد معدني گرماديده را آغاز كرد.كشف اشعه‌ ايكس يا رونتگن توسط ويلهلم كونراد رونتگن در سال ۱۸۹۵، توجه بكرل را به پديده‌ فلوئورسانس جلب كرد.
فسفرسانس و فلوئورسانس به پديده‌هايي گفته مي‌شود كه در آنها ماده‌اي خاص پس از قرار گرفتن در برابر نور مرئي يا نامرئي يا عوامل ديگري مانند ضربه ديدن يا گرم شدن، انرژي را در خود ذخيره كرده و سپس به صورت طيفي از امواج مرئي منتشر مي‌كند.

تفاوت اين دو پديده، در زمان ميان دريافت و تابش، يا به عبارتي در دوام تابش است. اگر زمان تحريك كمتر از يك ثانيه باشد، پديده را فلوئورسانس و اگر بيشتر از آن باشد فسفرسانس مي‌ناميم.
بكرل كه روي پديده‌ فلوئورسانس كار مي‌كرد، در يكي از تحقيقات خود مقداري از يك ماده‌ حاوي اورانيوم را روي كاغذ سياهي كه در زير آن صفحه‌ حساس عكاسي قرار داشت گذاشت و آن را در معرض تابش نور خورشيد قرار داد.
بكرل عقيده داشت كه نور خورشيد نمي‌تواند از كاغذ سياه بگذرد، اما اگر در تابش فلوئورسانسي كه اين ماده توليد مي‌كرد‌، اشعه‌ ايكس وجود داشته باشد، اين اشعه مي‌تواند بر روي صفحه‌ عكاسي اثر بگذارد. او پس از توقف كار خود، صفحات عكاسي را كه حاوي مقداري اورانيوم بود، در كشوي ميزش قرار داد. پس از چند روز كه تصميم گرفت عكسها را ظاهر كند، متوجه شد كه صفحه‌ عكاسي بر اثر تابش يك اشعه‌‌ بسيار قوي سياه شده است. بررسي‌هاي بيشتر بكرل در اين زمينه، منجر به كشف عناصر راديو‌اكتيو شد.
بكرل در ۲۴ فوريه‌ ‌همان سال، آكادمي علوم را از كشف خود باخبر كرد.

او به خاطر كشف اين تابش خودبخودي، كه توسط ماري كوري راديواكتيويته نام گرفته بود، همراه با پي‌ير و ماري كوري فرانسوي، جايزه‌ نوبل فيزيك را دريافت كرد.
بكرل در سال ۱۹۰۳ به پاس كشف پرتوزايي خودبخودي و ديگر خدماتش، به همراه ماري و پي‌ير كوري، جايزه‌ نوبل فيزيك را دريافت كرد. واحد اندازه‌گيري پرتوزايي، به ياد او به همين نام نامگذاري شده است.
آنتوان هانري بكرل، در ۲۵ اوت ۱۹۰۸، در لاكروازيك (Le Croisic)، واقع در سواحل خليج بيسكايا، درگذشت.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۵ شهريور ۱۳۹۵ساعت: ۰۴:۴۵:۰۴ توسط:admin موضوع:

زندگي نامه سوئي شيرو هوندا (مؤسس شركت هوندا)

زندگي نامه سوئي شيرو هوندا,زندگينامه موسس شركت هوندا,تاريخچه شركت موتورسيكلت‌ سازي هوندا

زندگي نامه سوئي شيرو هوندا (1991-1906)
1- مقدمه
سوئي شيرو هوندا مؤسس شركت هوندا فرزند يك آهنگر و مكانيك ماهر بود كه در اواسط تحصيل خود در دبيرستان، آموختن را رها كرد و ظرف مدت 12 سال، بزرگترين شركت موتورسيكلت‌سازي دنيا را تأسيس كرد. سوئي شيرو 40 ساله در 1946 مؤسسه تحقيقات فني هوندا را داير كرد تا دوچرخه هاي كوچك موتوري توليد كند.

سوئي شيرو هوندا در 1948 تنها با 3200 دلار سرمايه و خريد موتورهاي مازاد و پيوند زدن آنها به دوچرخه ها شركتي را بنيان گذاشت كه هم اكنون در دنيا جايگاه اول موتورسيكلت‌سازي را داراست. هدف او توليد يك وسيله حمل و نقل ارزان بود. اين چيزي بود كه ژاپن پس ازجنگ جهاني مي طلبيد.
سوئي شيرو هوندا در سال 1973 و در سن 66 سالگي،در 25 سالگرد تأسيس شركت بازنشسته شد. بخشي از موقعيت او مرهون شراكت تجاري با فوجي ساوا در امر بازاريابي و توزيع بود. هوندا راه و روش فني و مهندسي شركت را تعيين مي كرد و فوجي ساوا خط‌ مشي بازاريابي و امور اداري را. هوندا از همان ابتدا معتقد بود تعمير اتومبيل، كه بسيار به آن علاقه داشت، كــاري است محدود زيرا تنها مي‌تواند در مناطق محــلي و اطراف آن به كار آيد.

سوئي شيرو هوندا مي گفت اگـر من بتوانم وسيله‌اي بسازم مي توانم كسب و كار خود را تا نقطه هاي دوردست دنيا گسترش دهم. او به عنوان توجيه ترك تحصيل خود مي گويد: حال كسي را داشتم كه از گرسنگي دارد مي‌ميرد اما به جاي وعده اي غذا از او انتظار دارند كه اصول تغذيه صحيح را بياموزد.
بدين جهت او به مديريت در محل كار معتقد بود و مي گفت در كف كارخانه دانش بيشتري وجود دارد تا در دفتر كار. هنگامي كه در محل باشيد مي بينيد چه چيزي واقعي است. او به تعبير خودش نخست با سخت‌ترين دشواريها روبرو مي شد. از ناكامي باكي نداشت و براين باور بود كه موفقيت را تنها مي توان از راه ناكاميهاي مكرر و خويشتن‌نگري به دست آورد.

درواقع موفقيت يعني يك درصد از كاري كه 99 درصد آن شكست بوده است. عقيده هوندا درباره كاركنان آن بود كه در وهله نخست، هركس بايد براي خودش كار كند. كاركنان خود را فداي شركت نمي‌كنند. انسانها براي انجام كار به شركت مي آيند تا از آن لذت ببرند. همين احساس منجر به نوآوري مي شود. هوندا شكيبايي را شرط موفقيت مي دانست و مي گفت: مي گويند هريك از ما جلوه اي از ذات بي‌همتاي خالق را در خود نهفته داريم. فكر مي كنم كه سهم من از اين موهبت، شكيبايي است كه وادارم كرد تا در كمين فرصتها باشم.
فكر جستجوگر و خلاق سوئي شيرو هوندا، آهنگرزاده روستاهاي ژاپن آنقدر عالي بود كه شايد آدمي مي توانست از همت بلند او دريابد كه پس از ترك تحصيل دبيرستان بتواند طي مدت 12سال بزرگترين كارخانه موتورسيكلت‌سازي جهان را داشته باشد.اما شايد خود او نيز از همان ابتدا به فكرش نيز خطور نمي كرد كه بتواند با ورود از دنياي موتورسيكلت‌سازي به عرصه تخصصي خودروسازي، در ميان غولهاي خودروساز جهان سربرآورد و در مقام هفتم سرفرازانه بايستد.

زماني كه به همراه شريك مبتكر تجاري خود فوجي ساوا اولين خودروي هوندا را در آمريكا طراحي و عرضه كرد، تصور اين امر مشكل بود كه اين شركت تا دو دهه قبل از آن اساسا هيچگونه خودرويي توليد نكرده است.اما نبوغ فني و مهندسي هوندا در كنار استعداد بازاريابي و توزيع فوجي ساوا چنين امكاني را فراهم آورد و شركتي را به جهانيان معرفي كردند كه بيش از نيمي از كاركنان آن، هم اينك در آمريكا به موتورسيكلت‌سازي و خودروسازي مشغول هستند و در سال 2008، كارخانه خودروسازي ديگري با ظرفيت 200 هزار خودرو در سال در آن كشور افتتاح خواهدكرد.

رسيدن به قله كوه موفقيت و پيشرفت، هدف هوندا بود كه با تلاش و همت و سخت كوشي بدان دست يافت. زماني كه هوندا، تنها با شش نفر اولين نمايندگي خود را در كمال صرفه‌جويي و آزادمنشي و آينده‌نگري در آمريكا داير مي‌كرد، شايد يكي از آموزه‌هاي فرهنگي آن كشور پشتيبان معنوي آنها بود: هر چيزي با ارزش و گرانبهاست و اتلاف گناه است
2- تاريخچه
سوئي شيروهوندا جوان كارآفرين ژاپني، يك سال پس از پايان جنگ جهاني دوم، كه ژاپن در آتش آن سوخته بود، به عشق توليد دوچرخه اي كه موتور داشته باشد، موسسه تحقيقات فني هوندا را تأسيس كرد. يك سال بعد، در 1947، اولين محصول اين موسسه به نام «دوچرخه موتوري نوع A» روانه بازار شد. سال بعد به منظور توليد موتورها توسط خود شركت، شركت هوندا موتورز تاسيس شد.

همزمان با اين تغيير نام، هوندا براي توزيع و بازاريابي محصولات خود با تاكئو فوجي ساوا كه بازاريابي مجرب بود قرارداد مشاركت بست. سوئي شيرو همواره درباره اين مشاركت با تاكئو تعبير مي كرد كه آنها يك هدف داشتند و آن رسيدن به قله كوه بود. سال 1951 تعداد كاركنان به  150نفر رسيد و 2380 موتورسيكلت فروخته شد. در سال 1955 هوندا در اولين مسابقه موتورسيكلت‌راني جاده اي استقامت شركت كرد. سال 1959 نقطه عطفي براي شركت محسوب مي شد. از يك سو موتورسيكلت مردم پسند 125 سي سي عرضه كه با استقبال عظيمي مواجه شد و از سوي ديگر، هوندا نسبت به بازاريابي محصولات خود در آمريكا اقدام و شركت هوندا موتورز را با شش نفر از كاركنان صنعتي در لس آنجلس آمريكا افتتاح كرد.

كاواشيما به عنوان رئيس شركت تازه تاسيس در آمريكا انتخاب شد. هنگامي كه او و تنها دو نفر ديگر براي تاسيس شركت به كاليفرنيا رفتند، آپارتماني ماهانه 80 دلار اجاره كردند كه فقط يك تخت داشت. از اين رو دو نفر ناچار بودند روي زمين بخوابند.سپس يك انباري در قسمت كهنه شهر اجاره كردند و براي اينكه هزينه‌ها را پايين بياورند با دست، تخته صندوقهاي حاوي موتورسيكلت را جابه جا مي كردند و سه رديفه روي هم مي گذاشتند. كف انبار را هم تميز و جايي براي نگهداري لوازم يدكي آماده كردند. اينها كارهايي بود كه بايد انجام مي گرفت. سال پيش از آن، هوندا، در ژاپن موتورسيكلت سوپركاب 50CC را طراحي و عرضه كرد كه با استقبال عموم مواجه شد؛ به طوري كه در سال 1959، از 285000 موتور فروخته شده، 168000 دستگاه متعلق به اين مدل بود.

در ميانه دهه 1960، هوندا فروشنده شماره يك موتورسيكلت در آمريكا شد. در سال 1960، هوندا از عرصه توليد موتورسيكلت به عرصه توليد خودرو نيز قدم نهاد و خودرو مدل S-360 را كه بيشتر موتورسيكلتي با چهار چرخ و يك سقف بود طراحي و به بازار ارائه داد. در اين سال اولين واحد تحقيق و توسعه شركت نيز داير شد.
در 1963، اولين خودروي مسابقه اي ورزشي در ژاپن با نام S500 توسط هوندا عرضه شد و سال بعد براي اولين بار در مسابقات اتومبيل‌راني حضور يافت. گرچه در اين مسابقه توفيقي نصيب محصول هوندا نشد، اما سال بعد، هوندا توانست اولين پيروزي را در مسابقات فرمول يك به دست آورد. در فاصله اين چند سال، شعباتي از هوندا در آلمان و كانادا نيز تاسيس شد.

در سال 1967، يعني سه سال قبل از بروز بحران نفتي جهاني، توجه به صرفه‌جويي درمصرف بنزين در سرلوحه كارهاي تحقيقاتي و عملياتي شركت هوندا قرار گرفت. بدين جهت در 1973، هوندا اولين موتور بدون آلودگي CVCC را روي خودروي مدل سيويك نصب كرد. در سال 1982، هونداي آمريكا ضمن توليد 100 هزار دستگاه موتورسيكلت، اولين خودرو با مارك آكورد را ارائه داد و جايگاه اول خودروهاي ديزلي را در آمريكا به دست آورد. جالب توجه است كه هوندا اولين شركت ژاپني بود كه در اين سال توليد خودروي خود را در آمريكا آغاز كرد درحالي كه اين شركت تا اوايل دهه 1960 اساسا هيچ خودرويي توليد نكرده بود. فروش خودروي كيفي سيويك در 1975 در آمريكا به 10 هزار دستگاه در ماه رسيد. در سال 1998 توليد خودروي سيويك با سوخت CNG در آمريكا آغاز شد.
سال بعد، مدل آكورد هوندا بيشترين فروش را در آمريكا به دست آورد و تا مدتها ادامه پيدا كرد. تا سال 2003، 10 ميليون خودروي هوندا در آمريكا ساخته شد. هم اكنون شركت هوندا، 10 كارخانه مونتاژ خودرو در آمريكا دارد. برخي نشانهاي خوروي هوندا عبارت است از آكورد، سيويك، CR-7، المنت، فيت، پايلوت، اوديسه، ريدجلين و S2000.
3- چشم انداز و مأموريت
شركت هوندا چشم انداز خود را چنين تعريف كرده است: جامعه در اثر رهبري اجتماعي هوندا بهتر خواهدشد. مأموريت هوندا نيز عبارت است از: رفاه و غناي اجتماعي، اقتصادي و آموزشي جوامع از طريق مشاركت فردي و همكاري جمعي.
اهداف شركت هوندا عبارت است از:
-توجه و پاسخ دادن به نيازهاي اجتماع؛
-درك، توافق و تعهد و مشاركت كاركنان؛
-به كارگيري مناسب منابع؛
-بيشينه كردن منافع بالقوه؛
-پشتيباني طرح تجاري هوندا.
4- تحقيق و توسعه
نام اوليه شركت هوندا، موسسه تحقيقات فني هوندا بود كه بعدها به شركت هوندا موتورز تغيير نام داد. اين انديشه ريشه در بافت فكري بنيانگذار شركت، سوئي شيروهوندا داشت كه با وجود آنكه سهم چنداني از تحصيلات رسمي نداشت اما مكانيكي ماهر و مبتكر محسوب مي شد. به همين جهت در 1957 اولين واحد مستقل تحقيق و توسعه شركت تأسيس شد. پس از تأسيس شركت هونداي آمريكايي، واحد تحقيق و توسعه آن در 1984 افتتاح شد.

عرضه اولين خودروهاي مسابقه اي و نيز موتورهاي ديزلي گازوئيل سوز و توجه به صرفه جويي جدي در مصرف بنزين حتي قبل از بحران نفتي سال 1970 از ويژگيهاي تحقيقاتي شركت هوندا محسوب مي شود. هوندا نسبت خاصي بين افراد و فناوري قائل است و بر اين باور است كه افراد بهتر از طريق فناوري و فناوري برتر ازطريق افراد حاصل مي شود.
5- كاركنان شركت هوندا
هنگامي كه در 1979، هوندا اولين كارخانه خود را در آمريكا بنياد نهاد، اولين شركتي بود كه مستقيما نيروهاي آمريكايي را به استخدام خود درآورد. هم اكنون از 167 هزار نفر كاركنان شركت، بيش از 100 هزار نفر در آمريكا در حوزه موتورسيكلت و خودروسازي فعاليت دارند. 27 هزار نفر از اين افراد در حوزه تحقيق و توسعه مشغول هستند.
6- فروش
هوندا هم اكنون يكي از شركتهاي بزرگ خودروسازي دنيا محسوب مي شود. در سال 2005، 164/436/3 دستگاه خودرو يعني 3/5 درصد توليد كل جهاني به هوندا اختصاص داشت. هوندا با فروش حدود 95 ميليارد دلاري و سود خالص 5 ميليارد دلاري در رتبه 31 پانصد شركت برتر جهاني قرار گرفته است.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۵ شهريور ۱۳۹۵ساعت: ۰۴:۴۴:۳۹ توسط:admin موضوع:

بيوگرافي دكتر منوچهر فرهنگ پدر علم اقتصاد ايران

منوچهر فرهنگ,بيوگرافي دكتر منوچهر فرهنگ

بيوگرافي دكتر منوچهر فرهنگ پدر علم اقتصاد ايران
دكتر منوچهر فرهنگ، رئيس انجمن اقتصاددانان ايران و پدر علم اقتصاد ايران ، متولد 1298 در بابل و بزرگ شده گرگان است. وي مدرك دكتراي اقتصاد خود را از فرانسه گرفته است.

 دكتر منوچهر فرهنگ اولين فردي است كه كتاب معروف «نظريه عمومي اشتغال، بهره و پول» جان مينارد كينز را به فارسي ترجمه كرد.اين ترجمه در سال 1348 عنوان جايزه بهترين كتاب اقتصادي سال را از آن خود كرد.

گروه : علوم انساني رشته : اقتصاد والدين و انساب : منوچهر فرهنگ درباره تاثير پدر و مادرش در زندگي علمي و اجتماعي اش چنين توصيف مي كند.: " همين علم دوستي را من از خانواده دارم. پدرم با اين كه تحصيلات قديمي داشت ولي فرانسه مي دانست و به طور كلاسيك تفكر مي كرد." خاطرات كودكي : "من فرزند بزرگ بودم و جور ديگر برادران را هم كشيدم، چون پدرم بضاعتي نداشت.من به آنها كمك كردم." دكتر منوچهر فرهنگ در شرح زندگي خود ميگويد: وطن من گرگان بوده و در سال ۱۲۹۹ در حالي كه دو سال داشتم به دليل شغل پدر به آنجا رفته و در گرگان بزرگ شده و به تحصيل پرداختم.
تحصيلات رسمي و حرفه اي :
وي داراي مدرك دكتراي اقتصاد از دانشكده حقوق و علوم اقتصادي پاريس بوده و بيش از ۱۰۰ كتاب اقتصادي ترجمه و تاليف كرده است. استادان و مربيان : دكتر محمد طبيبيان از شاگردان دكتر فرهنگ و معاون اقتصادي اسبق سازمان برنامه و بودجه با اشاره به تلاش هاي دكتر فرهنگ در گردآوري فرهنگ علوم اقتصادي گفت: به ياد دارم كه استاد ساعت هاي زيادي را بدون چشمداشت مالي، براي گردآوري فرهنگ علوم اقتصادي تلاش مي كرد و در كار آموزش، ترجمه و تاليف بسيار تلاشگر و كوشا بود.
«وي افزود: »بايد حقوق استادان بازنشسته و كساني كه به اقتصاد ايران و جامعه ايران خدمت كرده اند را محترم بشماريم تا در تامين معاش و زندگي با مشكل مواجه نشوند و شأن آنها مورد احترام قرار گيرد. «طبيبيان خطاب به دكتر فرهنگ گفت: »از اينكه يك نسل از اقتصاددانان ايران را پرورش داده ايد و در خدمت دانشگاه ها و مراكز اقتصادي قرار داده ايد از شما سپاسگزاريم و قدردان زحمات شما هستيم و ياد و خاطره دوران آموزش و تلاش هاي شما را در توسعه علم اقتصاد كشور به يادها خواهيم سپرد.
مشاغل و سمتهاي مورد تصدي :
منوچهر فرهنگ،از ابتداي تاسيس انجمن اقتصاددانان ايران عضو اين تشكل بوده و به غير از سال اول تاسيس انجمن كه مسئوليت برعهده دكتر پيرنيا بوده در ادوار مختلف رياست انجمن مذكور را برعهده داشته است. بسياري از اعضاي اين انجمن اعتقاد دارند استمرار و پايداري انجمن اقتصاددانان ايران در طول سي و اندي سال عمر خود مرهون مديريت مناسب دكتر فرهنگ بوده است.
ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره :
دكتر فرهنگ اقتصاددان نامي ايران و غريبه‌اي در موطن خويش گرگان زمين در شعر و ادب نيز دستي داشته و اشعار بسياري سروده كه از آن جمله است؛

گر پر و بالم شكني سربكشم بر آسمان/ ور سر و ساقم بزني، سايه زنم بر آسمان

بحرم و بحر موج‌زا،ابرم و ابر اوج‌گير/از پي دانشم روان،وز پي دانشم روان.
شاگردان :
دكتر فرهنگ درباره شاگردان سابق و اساتيد كنوني خود چنين مي گويد: من همه دانشجويانم را دوست داشته و دارم. جايگاه تدريس من جايگاه محبت و علم بود و دانشجويان نسبت به من محبت و لطف داشتند.به خصوص با اين گذشته دور و درازي كه داشتم. از آنجمله آنها مي توان به آقاي دكتر ديهيم اشاره كرد ، چون من زبان چندان گويايي ندارم و به طور صحيحي نمي توانم صحبت بكنم كنار خود مي نشانم تا او جلسات انجمن اقتصاددانان ايران را اداره كند.
ايشان اكنون استاد دانشكده اقتصاد دانشگاه تهران است. شاگردان من زياد بودند مثلاً آقاي دكتر پرويز داودي كه اكنون معاون اول رئيس جمهور است شاگرد من بود. دكتر احمد مجتهد عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي و مدير موسسه پژوهش هاي پولي و بانكي بانك مركزي نيز گفت: »تجليل از دكتر منوچهر فرهنگ، تجليل از علم اقتصاد و رشد و توسعه اقتصادي در ايران است.
منوچهر فرهنگ دانشجوياني را در 60 سال گذشته پرورش داده كه استادان دانشگاه هاي امروز هستند و نسل چهارم دانشجويان ايشان در عرصه دانشگاه ها و فعاليت هاي اقتصادي حضور دارند.
«مجتهد تصريح كرد: »اگر زكات علم به قول پيشوايان ديني، آموزش نسل هاي بعدي است منوچهر فرهنگ بيشترين زكات علم را تاكنون داده و تعداد زيادي از كارشناسان و دانشجويان و استادان امروز در دانشگاه ها و مراكز اقتصادي، پرورش يافته دكتر فرهنگ هستند.
در مراسم مذكور كه با حضور شاگردان دهه هاي 40 و 50 استاد منوچهر فرهنگ در دانشكده هاي اقتصادي كشور كه اكثرا اكنون از استادان صاحب نام اقتصاد ايران هستند برگزار شد، به تلاش هاي اين چهره علمي ايران كه در طول دوران تدريس خود هزاران متخصص و استاد و دانشجو را تربيت كرده و صدها كتاب، مقاله و تحقيق علمي را به رشته تحرير درآورده است ارج نهاده شد. چگونگي عرضه آثار : اولين كار دكتر منوچهر فرهنگ تاليف كتاب «برنامه گذاري اقتصادي» بود.
وي درباره علل تاليف كتاب فوق چنين اذعان مي كند:"چون من «برنامه ريزي» اقتصادي را مغاير با تعبير علمي اش مي دانستم. «برنامه گذاري» يعني تهيه و تدوين برنامه هاي علمي اقتصادي.
دراين نوع «برنامه گذاري» ريخت و پاش جايي ندارد در حالي كه در «برنامه ريزي» چنان كه از نامش پيداست در اسمش ريخت و پاش وجود دارد. اين اولين كتاب من بود كه در دانشگاه هم تدريس شد. بعدها شاگردان من كه به آمريكا رفته بودند گفته بودند كه نظير اين كتاب در آمريكا هم پيدا نمي شود.بنابراين بنده جزو اولين كساني بودم كه راجع به «برنامه گذاري» اقتصادي در ايران كتاب نوشتم. اين كتاب تاليف خودم بود." دكتر فرهنگ همچنين كتاب «نظريه عمومي اشتغال ، بهره و پول»تاليف كينز را نيز ترجمه كرد.وي در اين باره نيز چنين مي گويد:"اين اولين كتاب من بود كه ترجمه كردم. هنوز هيچ ملتي در دنيا نتوانسته كينز را در دنيا به زبان خودش ترجمه كند.
آلمانها نتوانستند، اسپانيولي ها نتوانستند، لهستاني ها نتوانستند، روس ها نتوانستند.
آثار :
 توسعه كشاورزي بين المللي ويژگي اثر : پديدآورنده: كارل ايچر، جان استاتز، منوچهر فرهنگ (مترجم) ناشر: موسسه پژوهشهاي برنامه ريزي و اقتصاد كشاورزي - 1381 2 زبان عمومي و تخصصي مهندسي صنايع: ويژه داوطلبان آزمون كارشناسي ارشد گرايش هاي: صنايع - سيستمهاي اقتصادي اجتماعي - مديريت سيستم و بهره وري ويژگي اثر : پديدآورنده: سيداباذر نورحسيني، منوچهر فرهنگ (زيرنظر) ناشر: سنجش (وابسته به موسسه فرهنگي هنري سنجش) -
17 فروردين، 1387 3 سرگذشت يك علم، كالبدشكافي نظام آموزش علم اقتصاد در ايران، گفتگو با برگزيدگان سه نسل از ... ويژگي اثر : پديدآورنده: ميكائيل عظيمي، منوچهر فرهنگ (مترجم)، محمد اسمعيل مطلق (مترجم) ناشر: كوير -
 1382 4 فرهنگ علوم اقتصادي: انگليسي - فارسي ويژگي اثر : پديدآورنده: منوچهر فرهنگ ناشر: آسيم - 30 خرداد، 1386 5 فرهنگ فشرده علوم اقتصادي: انگليسي -
فارسي ويژگي اثر : پديدآورنده: منوچهر فرهنگ ناشر: البرز - 30 آبان، 1385 6 قدرت و رونق: فزون رشدي كمونيستي و استبداد سرمايه داري ويژگي اثر : پديدآورنده: مانكر اولسون، منوچهر فرهنگ (مترجم) ناشر: موسسه عالي آموزش و پژوهش مديريت و برنامه ريزي - 11 تير، 1385 7 نظريه عمومي اشتغال، بهره و پول ويژگي اثر : پديدآورنده: جان مينارد كينز، منوچهر فرهنگ (مترجم) ناشر: نشر ني - 05 آذر،
برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۵ شهريور ۱۳۹۵ساعت: ۰۴:۴۴:۰۴ توسط:admin موضوع:

زندگينامه گوگلي المو ماركوني مخترع راديو

زندگينامه گوگلي المو ماركوني,بيوگرافي گوگلي المو ماركوني مخترع راديو,اختراع راديو

زندگينامه گوگلي المو ماركوني مخترع راديو
مليت : ايتاليا - قرن : 19
گوگلي المو ماركوني مخترع راديو در سال 1874 در شهر بولوني ايتاليا به دنيا آمد. او از خانواده‌اي مرفه بود و معلمان و مربيان خصوصي تعليم و تربيت او را به عهده داشتند.ماركوني در سال 1894 و به سن بيست سالگي مطالبي درباره آزمايش‌هاي انجام شده توسط هنريش هرتز خواند. آن آزمايشات به وضوح وجود امواج نامرئي الكترومغناطيسي را كه با سرعتي معادل سرعت نور در فضا حركت مي‌كردند، نشان داده بود.


بلافاصله اين فكر براي ماركوني پديد آمد كه مي‌توان بدون استفاده از سيم از اين امواج براي فرستادن علائمي به فواصل دوردست بهره گرفت. اين امر امكاناتي را براي ارتباطات فراهم مي‌كرد كه در استفاده از تلگراف با سيم ميسر نبود. از جمله اينكه با اين روش ارسال پيام‌ها براي كشتي‌هاي در حال حركت در درياها ممكن مي‌شد.


تا سال 1895 تنها با يك سال تلاش ماركوني موفق شد وسيله لازم براي اين كار را بسازد. در سال 1896 ماركوني وسيله مزبور را در انگلستان به نمايش گذاشت و توانست اولين امتياز انحصاري اختراع خود را دريافت نمايد. ماركوني سريعاً يك شركت تأسيس كرد و در سال 1898 اولين راديوگرام (ماركوني گرام) ارسال شد.


سال بعد او توانست پيام‌هاي بي‌سيم را به آن سوي كانال مانش بفرستد. با اينكه در سال 1900 مهمترين امتياز خود را دريافت نمود ولي همچنان به كار خود ادامه داد و براي بهبود و تكميل اختراع خود تلاش كرد. در 1901 او موفق شد يك پيام راديو به آن سوي اقيانوس اطلس، از انگلستان به نيوفونلند، بفرستد.
اهميت اين اختراع جديد در يك حادثه غم‌انگيز به خوبي آشكار گرديد. در سال 1909 كشتي «اس.اس.ريپوبليك» در تصادفي صدمه ديد و غرق شد. از طريق پيام‌هاي راديويي كمك خواسته شد و تمام سرنشينان كشتي بجز 6 نفر نجات يافتند. در همين سال ماركوني به خاطر اختراعش برنده جايزه نوبل شد. در سال بعد ماركوني موفق شد پيام‌هاي راديويي را از ايرلبند به آرژانتين، يعني مسافتي بالغ بر شش هزار مايل بفرستد.


تمام اين پيام‌ها با روش خط و نقطه (مورس) فرستاده شده بود. اينك مشخص گرديد كه صدا را نيز مي‌توان به وسيله راديو منتقل كرد. ولي اين كار تا سال 1915 عملي نشد.انتشارات راديويي در مقياس تجاري تنها در اوايل دهه 1920 آغاز گرديد ولي پس از آن خيلي زود توسعه يافت و همگاني شد.


اختراعي كه حقوق انحصاري آن فوق‌العاده با ارزش بود بدون ترديد برخي درگيري‌هاي حقوقي و قضايي را برمي‌انگيخت. اما تمام اين مرافعات و دادخواهي‌ها با رأي صريح دادگاهها در سال 1914 مبني بر حق اولويت ماركوني به خاموشي گراييد.
در سال‌هاي بعد ماركوني تحقيقات مهمي در باب موج كوتاه و مخابرات مايكروويو انجام داد. او در سال 1937 در شهر رم درگذشت.


از آنجا كه ماركوني تنها به عنوان يك مخترع معروف مي‌باشد بديهي است كه تأثير او نيز مناسب با اهميت راديو و تبعات مستقيم آن خواهد بود. (ماركوني تلويزيون را اختراع نكرد اما اختراع راديو گامي مهم براي اختراع تلويزيون بود و بنابراين منصفانه خواهد بود اگر قسمتي از اعتبار اختراع تلويزيون به ماركوني داده شود). روشن است كه ارتباطات بي‌سيم در دنياي نوين از اهميت ويژه‌اي برخوردار است.


در انتقال اخبار براي سرگرمي و تفريح، مقاصد نظامي، تحقيقات علمي و انجام وظايف و بسياري موارد مقاصد ديگر از بي‌سيم استفاده مي‌شود. اگر چه براي برخي موارد مي‌توان از تلگراف، كه نيم قرن قبل اختراع شده بود، استفاده مشابهي كرد اما در بسياري از موارد راديو بي‌رقيب است و چيزي را نمي‌توان جانشين آن كرد. با استفاده از آن مي‌توان با اتومبيلهاي در حال حركت، كشتي‌ها در درياها و هواپيماهاي در حال پرواز و حتي سفينه‌هاي فضايي ارتباط برقرار كرد.


اختراع راديو بسيار مهمتر از اختراع تلفن مي‌باشد. پيامي كه با تلفن فرستاده مي‌شود با راديو نيز مي‌توان ارسال كرد در حالي كه با راديو مي‌توان با نقاطي ارتباط برقرار كرد كه امكان تماس تلفني وجود ندارد.

با توجه به اين نكته و از آنجا كه ارتباط بي‌سيم بسيار مهمتر از ارتباط تلفني است ماركوني در رده‌اي بالاتر از گراهام‌بل قرار مي‌گيرد. اگر اديسون كمي بالاتر از ماركوني قرار داده شد به اين دليل است كه او صاحب اختراعات متعدد و زيادي بود هر چند هيچ‌كدام از آنها به تنهايي اهميت و ارزش راديو را نداشتند.


از آنجا كه راديو و تلويزيون تنها قسمت كوچكي از موارد استفاده عملي از كارهاي نظري ماكسول وفاراده مي‌باشد بنابراين منصفانه است كه ماركوني پايين‌تر از آن دو تن قرار داده شود. اما با توجه به اينكه معدودي از بهترين چهره‌هاي سياسي تأثيري مشابه به تأثير ناركوني بر جهان داشته‌اند بنابراين ماركوني را بايد سزاوار و شايسته رده بالايي در اين فهرست دانست.
برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۵ شهريور ۱۳۹۵ساعت: ۰۴:۴۳:۱۸ توسط:admin موضوع: